مثبت

کتاب مثبت از نشر اطراف
این را از من قبول کنید: چیزهایی که شما را زنده نگه می‌دارند، مثل صدای موتور یخچال هستند، یا تلویزیونی که مادرتان تمام روز روشن می‌گذارد تا سکوتِ زیادیِ خانه عصبی‌اش نکند. چیزهایی که ما را زنده نگه می‌دارند بخشی از دنیای ما می‌شوند و آن‌قدر برایمان عادی می‌شوند که به آن‌ها هیچ توجهی نمی‌کنیم.… [ادامه مطلب]

کتاب پارسا

آقای ابراهیمی در کتاب پارسا
نمی‌دونم آقای ابراهیمی رو  -که تا مدت‌ها فامیلش هم نمی‌دونستم-  از چه زمانی می‌شناسم. احتمالا سال ۸۳ یا ۸۴ بود که اولین بار وارد مغازش شدم و حتی یادم نمیاد اولین کتابی که ازش خریدم چی بود. اما این رو خوب یادمه که طی سال‌های بعدش «کتاب پارسا» تبدیل به یکی از مأمن‌های من شده… [ادامه مطلب]

پایان‌ها

چه کسی می‌داند. شاید پایان آدم‌ها روز مرگشان نباشد و پایان هر کس روزی باشد که دیگر هیچ کس درباره‌اش حرف نمی‌زند. شاید وقتی می‌میری واقعا ناپدید نمی‌شوی و تبدیل به سایه‌هایی تیره می‌شوی. با گذشت زمان، همچنان که مردم فراموشت می‌کنند، شبحت کم‌کم در تاریکی فرو می‌رود ولی تو باقی می‌مانی تا آن زمان… [ادامه مطلب]